نشسته ام کنار غروبی که فردا نمی شناسد 
من خسته را فرداها در می یابند 
حرف نا تمام مرا ؛ دنیایی لمس کرده است 
که آفتابش برای من غروب کرده است 
این روزها زمین و آسمان قسم خورده اند
برای خوب بودن آدم ها ؛ دست ها به هم نرسند .



تاریخ : پنجشنبه 5 فروردین 1395 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : ایمان عرب | دلنوشته
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.